تبليغاتX
نواندیش

نواندیش

جریان روشنفکری دینی درایران

شناخت بیشتر از زندگی سیاسی-اجتماعی مرحوم آیت الله العظمی منتظری(ره)

 

«آن ها که اهل ایمان و اعمال شایسته اند، خداوند آن ها را محبوب و معشوق دل ها می گرداند» و آن ها تبدیل به «نوری» می شوند که خداوند بر فروزش آن ها می افزاید و کسی را یارای خاموش کرده آن نیست؛ چنان که گفته اند:

    چراغی را که ایزد بر فروزد                                 هر آن کس پُف کند، ریش اش بسوزد

   آیت الله العظمی منتظری، میراث های گران قدری ـ میراث عظیم فقهی و روش نوین اجتهادی ـ  را در میان ما به یادگار گذاشته است. ایشان، جزو اولین مراجعی است که «اجتهاد در اصول» را در جهان اسلام، پایه گذاری کرد؛ و شاگردان «مکتب فقهی» او امروزه از کسانی هستند که باب های جدیدی را در سازه گاری اسلام با «حقوق بشر» و پدیده های «دوران مدرن» باز کرده اند که، «دکتر محسن کدیور»، تنها یک نمونه از «میوه های شجره ی طیبه ی اجتهادی»ی آیت الله منتظری است.

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 20:50  توسط آرش چهاردولی  | 

امام خمینی و روشنفکری دینی

متن مصاحبه ی وبلاگ تورجان با مرحوم مهندس عزت الله سحابی

امام خمینی به ما خوش‌بین نبود ولی خصومت هم نداشت


مهندس سحابی همراه با عکس پدرش دکتر سحابی

روشنفکری دینی امری ممکن است؟ و در صورت امکان، تعریف آن چیست؟

اول باید دید تعریف روشنفکری چیست تا بعد به نسبت آن با دین پرداخته شود. در ادبیات مارکسیستی و شوروی سابق، اقشار کارشناس، پزشکان، مهندسان و هنرمندان و به طور خلاصه همه اقشار تحصیل کرده در عداد روشنفکران شناخته می‌شدند. این تعریف از روشنفکری یعنی مجهز شدن به علوم، معارف، فناوری‌ها و هنرهای عصری و حتی فلسفه‌های جدید با دیانت توحیدی نه تنها مغایرتی ندارد، بل مؤید آن نیز می‌تواند باشد. تعریف جدیدتری که از روشنفکری شده و من آن را از آقای رامین جهانبگلو (نویسنده کتاب موج چهارم) شنیده‌ام عبارت است از «جستجوی حقیقت». اگرچه در نظر اول، به خصوص از طرف اندیشمندانی که از خارج به دین و ایمان دینی می‌نگرند ولی خود بدان باوری ندارند، این تعریف از روشنفکری با روح دیانت سنتی ناسازگار است، زیرا که آنان ایمان دینی را یک نوع عقاید جزمی لایتغیر و اجرای احکامی قشری و غیر قابل تحول و بینشی محدود و بسته می‌شناسند. در حالی که در درون معارف دین توحیدی چنین نیست. نفس ایمان به خدا و آخرت دارای مدارج و سطوحی است که فرد مؤمن مرتباً باید آنها را طی کند تا به درجه مؤمنین موحد و مخلص درآید. «اِنّ فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لآیاتٍ لاولی الالباب الّذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانک فقنا عذاب النار» و یا «الّذی خلق سبع سمواتٍ طباقاً ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل تری من فطور ثمّ ارجع البصر کرّتین ینقلب الیک البصر خاسئاً و هو حسیر»

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 17:14  توسط آرش چهاردولی  | 

شروع مجدد فعالیت وبلاگ

بعد از چند وقتی که وبلاگ تعطیل بود تصمیم گرفتم یه بار دیگه راش بندازم.اما با رویکرد جدید

اگه به عکس بالای صفحه ی وبلاگ نگاه کنین یه عکس می بینین که نوشته"صدای سبز اسلام" و تصویر چند نفر از بزرگان واندیشمندان ایرانی هم توی اون می بینید.خوب حالا این عکس چه ربطی به این وبلاگ داره؟نه تنها ربط داره بلکه شیرازه ی اصلی موضوع این وبلاگ رو این افراد تشکیل میدن.شاید بپرسین که افراد توی این عکس چه ربطی به هم دارن و چرا افرادی مث بازرگان و سروش و مهاجرانی کنار شخصیت هایی مثل امام خمینی قرار دارن؟عاملی که این بزرگان رو به هم پیوند میده دو چیز بیشتر نیست:1)روشنفکر بودن 2)دیندار بودن.حالا شاید درجه روشنفکر بودن و دیندار بودن توی این افراد متفاوت باشه ولی همه ی این افراد کم وبیش این ویژگی ها رودارن.رویه من بعد از این اینه که از هر کدوم از این شخصیت ها نوشته،مقاله یا نقدی رو میارم.امیدوارم که بدون غرض ورزی های سیاسی نظر خودتونو بدین

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت 14:39  توسط آرش چهاردولی  | 

درباره رحیم پور ازغدی

نویسنده وبلاگ "باران در دهان نیمه باز" در آخرین یادداشت خود به دکتر حسن رحیم پور ازغدی پرداخته و می نویسد:

 
 
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم فروردین 1389ساعت 18:19  توسط آرش چهاردولی  | 

مناظره ی دکتر سروش ودکتر شریعتی

پدران و پسران

 احسان شريعتي و سروش دباغ در مباحثه ای از انديشه خود و پدرانشان مي گويند

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم فروردین 1389ساعت 18:17  توسط آرش چهاردولی  | 

پیام عبدالکریم سروش به مناسبت درگذشت آیت الله منتظری

                                                                                                       

به نام خدا

 

غیرت حق بود و با حق چاره نیست     کو دلی‌ کز حکم حق صد پاره نیست؟

رحلت غم انگیز مرجع بزرگوار حضرت آیت الله منتظری، دلیر‌ترین فقیه استبداد ستیز دوران، کام‌ها را تلخ و چشم‌ها را گریان کرد. درود و رحمت رضوان حق بر او باد که خود آیت رحمت حق بود و در راه احقاق حقوق بندگان خدا دمی نیاسود. 

به آن چه می گفت و می‌‌آموخت حقیقتاً باورداشت و از آن چه داشت و می‌توانست داشته باشد کریمانه و دلیرانه گذشت و حق عدل و احسان را به جا آورد و اینک با نیک نامی و آبرومندی به دیدار پروردگاری شتافته است که دوستدار محسنان است. ان الله یحب  المحسنین.

جام می‌‌ و خون دل هر یک به کسی‌ دادند          در دایره قسمت اوضاع چنین باشد 

نصیب او در دایره قسمت، خون دل بود و چون پیشوای پارسایان علی‌ علیه السلام عمری را در اندوه و ناکامی به سر برد و از طعن و تهمت و دشنام  و ناجوانمردی دشمنان نصیبی وافر یافت، با این همه هیچ گاه چون عیسا مسیح به درگاه خدا ننا لید که "چرا رهایم کرده ای" ،بل چون سالار شهیدان حسین علیه السلام گفت رضی برضاک، تسلیما لامرک.

حق بلکه تکلیف او بود که چون یک فقیه مجتهد با پاره ای از اجتهادات آیت الله خمینی در آویزد و آنرا نپذیرد. حق او بود که چون یک شهروند آزاد، رهبر حاکم را نقد کند و بر او خرده بگیرد. اما نظام استبداد دینی آن نقد‌ها را نه تنها بر چشم و سر ننهاد بل چون گناهان کبیره‌ای دید که فاعلش سزاوار مجازات است و دلیل‌های عوامانه عنوان کرد که دل امام را خون کرده‌ای و در" امتحان خطیر "مقبول نیفتاده ای لا جرم مستحق عقوبتی.

پیام بی‌ دردانه و خود پسندانه مقام رهبری ‌نمکی تازه بر این زخم ظالمانه پر عفونت ریخت و "ابتلائات" آن فقیه راحل را لازمه کفران و غفران گناهانش شمرد: بلیات و ابتلائاتی که به اشاره رهبری و به دستان اعوان و انصار او پدید آمد و آن عزیز  را بی‌ محکمه و بی‌ محاکمه به مدت پنج سال چون گنجشکی مظلوم در محاصره کرکسان ظالم نگاه داشت و مطبوعات ولایت مدارهم وی را در سیل و طوفان تهمت‌ها و اهانت‌های سنگین غرقه کردند.

جرم بزرگ آن فقیه نزیه جز این نبود که رهبری حاضر را شایستهٔ  منصب افتا نمی شمرد و ردای مرجعیت را بر قامت او برازنده نمی‌‌دید وآنچه را همه درپس می گفتند او در پیش می گفت.

اسفا ودریغا که دیگر مراجع و مشایخ با او چنان که باید  همراهی نکردند و با کوتاهی نا بخشودنی شان حوزه و مرجعیت را به زبونی و ذلتی نشاندند که رضا خان پهلوی هم آن را در خواب نمی دید و مصداق سخن پیامبر خدا شدند که " من اعان ظالما سلطه الله علیه" : هر کس ستمگری را یاری کند خود اسیر آن ستمگر خواهد شد. 

اینک آن نازنین که اعتبار و افتخار حوزه علمیه بود رخت به سرای باقی کشیده است و مگر باز ماندگان طریقت پر شرافت او را دنبال کنند و با استبداد دینی بستیزند تا آب رفته را به جوی باز گردانند و نام نیکی‌ در این جهان و پاداش کریمانه‌ای در آن جهان برای خود فراهم آورند.

دو چیز حاصل عمر است نام نیک و ثواب     واز این دو در گذری کلّ من علیها فان 

ربّنا اغفر لنا و لا خوا ننا الذین سبقوا نا‌ با لایمان و لا تجعل فی‌ قلو بنا‌ غلا للذین امنو ا. ربّنا انک رئوف رحیم. 

عبد الکریم  سروش 

اول دی ماه ۱۳۸۸
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 21:46  توسط آرش چهاردولی  | 

اگر دکتر شریعتی زنده بود

اگر دکتر شریعتی زنده بود
 
احمد زيد آبادي: در اندیشه دکتر شریعتی نکاتی به سود هر یک از جریان‌های اسلامگرایی که بعدها صفوفشان از هم جدا شد، می‌توان یافت و این مساله نه لزوما به معنای ضعف تفکر شریعتی بلکه بازتابی از شرایط ویژه حیات فکری پیش از انقلاب است. اینکه گفته می‌شود، فلان نیروی خشونت ورز بنیادگرا بعضا برای اثبات ادعاهای فکری خود از گفته‌ها و نوشته‌های دکتر شریعتی مثال می‌آورد، پس اندیشه شریعتی به تفکر بنیادگرایی کمک کرده است، فاقد مبنای منطقی است، زیرا دکتر شریعتی در زمانه‌ای زیسته که چیزی به اسم بنیادگرایی هویت مستقلی نداشته است...


 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 16:40  توسط آرش چهاردولی  | 

مهندس بازرگان، نوانديشي و ليبراليسم

 
 
 
محمد بسته‌نگار: يکي از مسائلي که درباره مهندس بازرگان مطرح مي شود مساله نوانديشي ديني است. ايشان بعد از سيدجمال الدين اسدآبادي و اقبال لاهوري از پيشکسوتان نوانديشي ديني در ايران است. ايشان در يکي از سخنراني هاي خودش و نيز در دفاعياتش در دادگاه نظامي اعلام مي کند آنچه در تحول فکري من اثر داشت درس هاي مرحوم فروغي بود. ايشان تاکيد مي کند به ويژه آيه 11 سوره کهف افکار مرا دگرگون کرد. آنجا که مي فرمايد ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم. خداوند سرنوشت هيچ ملتي را تغيير نمي دهد مگر اينکه خودشان بخواهند در سرنوشت شان تغيير دهند. با مراجعه به آثار انديشمندان نوگرا مشاهده مي کنيم اکثر آنان تحت تاثير اين آيه قرار گرفته و از آن الهام گرفته اند...

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 0:18  توسط آرش چهاردولی  | 

گریه ی ملکیان



خیلی وقت بود تحت تاثیر هیچ سخنرانی قرار نگرفته بودم اما الان داشتم یك سخنرانی از مصطفی ملكیان گوش می كردم درباره رفع فقر و رفع تبعیض كه من را خیلی تحت تاثیر قرار داد. ملكیان می گفت كه اگر نمی شود فقر را ریشه كن كرد اما باید از سختی فقر كم كرد و حاكم باید خودش را هم تراز مردم عادی بكند( البته من كاملا مخالف عوام فریب هایی مثل حاكمان فعلی هستم) سخنرانی حدود یك ربع ساعت بود و ملكیان همه جا با بغض حرف می زد و از حضرت علی (ع) شاهد مثال می آورد ولی وقتی رسید به آنجایی كه فرزندان علی پیش پدر شكوه می كنند كه «بابا، وقتی به حكومت نرسیده بودی، بهتر می خوردیم»؛ ملكیان شروع می كند های های گریه كردن. این كاری كه حضرت علی كرد از نظر اخلاقی فوق العاده است. خود ملكیان هم اشاره داشت كه زندگی علی ابن ابیطالب، بعد از خلافتش سخت تر از زندگی پیش از خلافتش بود. چون ملكیان از كسانی است كه واقعا اخلاقی زندگی می كند، این عمل حضرت علی (ع) تاثیر زیادی بر او گذاشت و او شروع كرد به گریه كردن. این سخنرانی، خیلی قشنگ بود؛ تا حالا ملكیان رو این طور نشناخته بودم. فایل سخنرانی را می توانید از لینك غیر مستقیم و یا لینك مستقیم دانلود كنید.
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 10:40  توسط آرش چهاردولی  | 

چــرا و چگونه عقب افتــاديم !؟(عبدالعلی بازرگان)

چــرا و چگونه عقب افتــاديم !؟


سئوال فوق را ساليان درازي است كه مردم مشرق زمين پس از ايجاد ارتباط و آشنائي با غربِ متمدن و مترقي از خود كرده و همچنان مي‌كنند. صدها كتاب و هزاران مقاله محصول اين معماست كه تا درد آن تشخيص داده نشود درمان اساسي انجام نمي‌شود.


ساده‌ترين و سطحي‌ترين قضاوتي كه ممكن است به ذهن خطور كند، محكوم كردن "دين" در عقب نگه داشتن ملت‌هاي مشرق زمين (عمدتاً مسلمانان) از "دانش" و از قافله "تمدن" است . امّا نگاهي به واقعيت‌ها بلافاصله آشكار مي سازد كه كشورهاي پيش افتاده (عمدتاً مسيحي و يهودي) اگر از نظر پايبندي به دين و مذهب خود جدي تر از مسلمانان نباشند، كمتر از آنها ديندار (به معناي كلي) نيستند . اين حقيقت را، اگر آمار اماكن مذهبي و تعداد مراجعه كنندگان به آنها را مورد توجه قرار دهيم، به راحتي مي‌توان دريافت.


بقیه در ادامه مطلب
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 17:44  توسط آرش چهاردولی  | 

پروفسور نصر

دکتر نصر متولد سال 1312 در تهران است. او در خانواده ای مذهبی و درگیر سیاست زاده شد. نیای مادریش دختر شیخ فضل الله نوری بود و پسر عموی مادریش نورالدین کیانوری رئیس حزب توده ی ایران. پدرش سید ولی الله نصر از پزشکان معروف و نزدیکان دربار رضا خان و از دوستان فروغی (که به گفته ی خود دکتر سید حسین نصر «مثل عمو»یش بود) به شمار می رفت. سید ضیاء طباطبایی و محتشم السلطنه ی اسفندیاری – که به ریاست مجلس وقت هم رسیده بود - نیز از خویشان و دوستان خانوادگیشان محسوب می شدند. افزون بر اینها خود دکتر نصر نیز می گوید: «به

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 0:47  توسط آرش چهاردولی  | 

در ستایش عشق زمینی

عبدالکریم سروشدر فرهنگ ما مسأله‌ی زن همیشه واجد پیچیدگی ناهنجار و دل‌آزار و نفاق‌آلودی بوده است. از سویی سخن درباره‌ی عشق به زن تحریم شده بود و از سویی دیگر در دل و نهان بیش‌ترین وقت و انرژی را از مردان ما می‌ستاند. من تصور می‌کنم کم‌تر جامعه‌ای در جهان باشد که مسأله‌ی زن این‌قدر که برای جامعه‌ی ما حساس است، در آن اهمیت داشته باشد و در عین حال، این‌همه در مورد آن پرده‌پوشی رسانه‌ای ظاهرسازانه صورت گیرد و چنان وانمود شود که گویی مسأله حل شده است.
بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 19:34  توسط آرش چهاردولی  | 

احیای دین از منظر علامه شهید مطهری

  • احیای دین و اصلاح دین‏داری[1]

یاد و نام و راه متفكر مبدع و اندیشمند عارف، فیلسوف فقیه استاد علامه آیة‏اللّه‏ شهید مطهری را گرامی می‏داریم. مردی كه به‏راستی از شخصیت‏های علمی برجسته و از بزرگ‏ترین احیاگران اندیشه دینی ـ ملی در عصر ما بود.
مباحث و محورهای بسیاری ذیل عنوان احیاگری دینی مطرح است كه به خاطر ضیق مجال، تنها فهرست اجمالی برخی از آن‏ها و «چیستی احیاء دین» را از منظر استاد شهید بررسی می‏كنیم. مسائل اصلی مبحث احیاگری عبارتند از:
الف) چیستی احیاگری
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 2:16  توسط آرش چهاردولی  | 

‏پاسخ آيت الله العظمى منتظرى به نامه مجمع زنان اصلاح طلب

‏پاسخ آيت الله العظمى منتظرى به نامه مجمع زنان اصلاح طلب ‏
 
 
 ‏متن نامه مجمع زنان اصلاح طلب :
‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
 
 ‏محضر مبارك حضرت آيت الله العظمى منتظرى
‏ ‏با سلام و احترام ;
‏ ‏از آنجا كه سهم علماى دين در مبارزات مردم ايران بر ضد حكومت ستم شاهى‏ ‏و شكل گيرى انقلاب اسلامى بر كسى پوشيده نيست ;
‏ ‏نظر به اينكه ايران ، تنها كشور شيعى است كه به اقتداى مولاى متقيان ، على (ع )‏ ‏در جهان حكومت مى‎كند و نام على (ع ) از مأذنه هاى آن بلند است و همين امر‏ ‏ايران را پناهگاه شيعيان جهان قرار داده است ;
‏ ‏با توجه به اينكه امام خمينى (ره ) با اين انديشه انقلاب اسلامى ايران را‏ ‏پايه گذارى كردند كه در سايه حكومت دينى و به ويژه حكومت شيعى ،‏ ‏انسان هايى كه در اين جامعه زندگى مى‎كنند بتوانند از آرامش و رفاه برخوردار‏ ‏باشند و به تعالى انديشه و تكامل معنوى خويش بپردازند;
‏ ‏از آنجا كه مراجع دينى ما در طول تاريخ به عنوان مرجع ، ملجاء و پناه جامعه‏ ‏محسوب شده اند و به پيروى از ائمه معصومين عليهم السلام هرگز حاضر به‏ ‏مداهنه ، وعاظ سلاطين شدن ، ترس و جبن و حمايت از ظلم و ظالم تن‏ ‏نداده اند; چون خداوند از آنان پيمان گرفته كه در مقابل سيرى ظالمان و‏ ‏گرسنگى مظلومان آرام ننشينند، "و لو لا أخذ الله من العلماء ان لا يقاروا على‏ ‏كظة ظالم و لا سخب مظلوم ...";

 بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 0:27  توسط آرش چهاردولی  | 

‏پيام آيت الله العظمى منتظرى به مراجع عظام تقليد، علماء و حوزه هاى علميه

 ‏
 

‏بسم الله الرحمن الرحيم
 
‏عن رسول الله (ص) : " اذا ظهرت البدع فى امتى فليظهر العالم علمه ..."‏
(الكافى ، ج 1، ص 54)‏


 ‏حضرات مراجع عظام تقليد و علماى اعلام قم ، نجف ، مشهد مقدس ،‏ ‏تهران ، اصفهان ، تبريز، شيراز و ساير بلاد اسلامى دامت بركاتهم
‏ ‏
‏ ‏پس از سلام و تحيت ، اين جانب با توجه به شرايط جارى در كشور و‏ ‏مظالمى كه هر روز شاهد آن هستيم و كارهاى خلافى كه به نام دين و‏ ‏مذهب تشيع انجام مى‎شود شرعا خود را موظف مى‎دانم از روى‏ ‏خيرخواهى و احساس خطر جدى نسبت به مصالح دين و كشور، و از باب‏ (و ذكر فان الذكرى تنفع المومنين ) امورى را يادآور شوم :

‏ ‏بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 0:8  توسط آرش چهاردولی  | 

مرثیه دکترشریعتی به زبان شهید چمران(جالب)

ای علی!همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من   بر تو مرثیه میخوانم ! ای علی! من آمده‌ام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی!...خوش داشتم که وجود غم‌آلود خود را به سرپنجه هنرمند تو بسپارم، و تو نیِ وجودم را با هنرمندی خود بنوازی و از لابلای زیر و بم تار و پود وجودم، سرود عشق و آوای تنهایی و آواز بیابان و موسیقی آسمان بشنوی.می‌خواستم که غم‌های دلم را بر تو بگشایم و تو «اکسیر صفت» غم‌های کثیفم را به زیبایی مبدّل کنی و سوزوگداز دلم را تسکین بخشی.


می‌خواستم که پرده‌های جدیدی از ظلم وستم را که بر شیعیان علی(ع) و حسین(ع) می‌گذرد، بر تو نشان دهم و کینه‌ها و حقه‌ها و تهمت‌ها و دسیسه‌بازی‌های کثیفی را که از زمان ابوسفیان تا به امروز بر همه جا ظلمت افکنده است بنمایانم.
ای علی! تو را وقتی شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته وناگفته خود را در آن یافتم. قبل از آن خود را تنها می‌دیدم و حتی از احساسات و افکار خود خجل بودم و گاهگاهی از غیرطبیعی بودن خود شرم می‌کردم؛ اما هنگامی ‌که با تو آشنا شدم، در دوری دور از تنهایی به در آمدم و با تو هم‌راز و همنشین شدم.
ای علی! تو مرا به خویشتن آشنا کردی. من از خود بیگانه بودم. همه ابعاد روحی و معنوی خود را نمی‌دانستم. تو دریچه‌ای به سوی من باز کردی و مرا به دیدار این بوستان شورانگیز بردی و زشتی‌ها و زیبایی‌های آن را به من نشان دادی.



ای علی! شاید تعجب کنی اگر بگویم که همین هفته گذشته که به محور جنگ «بنت جبیل» رفته بودم و چند روزی را در سنگرهای متقدّم «تل مسعود» در میان جنگندگان «امل» گذراندم، فقط یک کتاب با خودم بردم و آن «کویر» تو بود؛ کویر که یک عالم معنا و غنا داشت و مرا به آسمان‌ها می‌برد و ازلیّت و ابدیّت را متصل می‌کرد؛ کویری که در آن ندای عدم را می‌شنیدم، از فشار وجود می‌آرمیدم، به ملکوت آسمان‌ها پرواز می‌کردم و در دنیای تنهایی به درجه وحدت می‌رسیدم؛ کویری که گوهر وجود مرا، لخت و عریان، در برابر آفتاب سوزان حقیقت قرار داده، می‌گداخت و همه ناخالصی‌ها را دود و خاکستر می‌کرد و مرا در قربانگاه عشق، فدای پروردگار عالم می‌نمود...
ای علی! همراه تو به کویر می‌روم؛ کویر تنهایی، زیر آتش سوزان عشق، در توفان‌های سهمگین تاریخ که امواج ظلم و ستم، در دریای بی‌انتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات وجود ما می‌تازد.
ای علی! همراه تو به حج می‌روم؛ در میان شور و شوق، در مقابل ابّهت وجلال، محو می‌شوم، اندامم می‌لرزد و خدا را از دریچه چشم تو می‌بینم و همراه روح بلند تو به پرواز در می‌آیم و با خدا به درجه وحدت می‌رسم. ای علی! همراه تو به قلب تاریخ فرو می‌روم، راه و رسم عشق بازی را می‌آموزم و به علی بزرگ آن‌قدر عشق می‌ورزم که از سر تا به پا می‌سوزم....
ای علی! همراه تو به دیدار اتاق کوچک فاطمه می‌روم؛ اتاقی که با همه کوچکی‌اش، از دنیا و همه تاریخ بزرگتر است؛ اتاقی که یک در به مسجدالنبی دارد و پیغمبر بزرگ، آن را با نبوّت خود مبارک کرده است، اتاق کوچکی که علی(ع)، فاطمه(س)، زینب(س)، حسن(ع) و حسین(ع) را یکجا در خود جمع نموده است؛ اتاق کوچکی که مظهر عشق، فداکاری، ایمان، استقامت و شهادت است.
راستی چقدر دل‌انگیز است آنجا که فاطمه کوچک را نشان می‌دهی که صورت خاک‌آلود پدر بزرگوارش را با دست‌های بسیار کوچکش نوازش می‌دهد و زیر بغل او را که بی‌هوش بر زمین افتاده است، می‌گیرد و بلند می‌کند!
ای علی! تو «ابوذر غفاری» را به من شناساندی، مبارزات بی‌امانش را علیه ظلم و ستم نشان دادی، شجاعت، صراحت، پاکی و ایمانش را نمودی و این پیرمرد آهنین‌اراده را چه زیبا تصویر کردی، وقتی که استخوان‌پاره‌ای را به دست گرفته، بر فرق «ابن کعب» می‌کوبد و خون به راه می‌اندازد! من فریاد ضجه‌آسای ابوذر را از حلقوم تو می‌شنوم و در برق چشمانت، خشم او را می‌بینم، در سوز و گداز تو، بیابان سوزان ربذه را می‌یابم که ابوذر قهرمان، بر شن‌های داغ افتاده، در تنهایی و فقر جان می‌دهد ... .
‌ای علی! تو در دنیای معاصر، با شیطان‌ها و طاغوت‌ها به جنگ پرداختی، با زر و زور و تزویر درافتادی؛ با تکفیر روحانی‌نمایان، با دشمنی غرب‌زدگان، با تحریف تاریخ، با خدعه علم، با جادوگری هنر روبه‌رو شدی، همه آنها علیه تو به جنگ پرداختند؛ اما تو با معجزه حق و ایمان و روح، بر آنها چیره شدی، با تکیه به ایمان به خدا و صبر و تحمل دریا و ایستادگی کوه و برّندگی شهادت، به مبارزه خداوندان «زر و زور و تزویر» برخاستی و همه را به زانو در آوردی.
ای علی! دینداران متعصّب و جاهل، تو را به حربه تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند و غربزدگان نیز که خود را به دروغ، «روشنفکر» می‌نامیدند، تو را به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانت‌ها کردند. رژیم شاه نیز که نمی‌توانست وجود تو را تحمّل کند و روشنگری تو را مخالف مصالح خود می‌دید، تو را به زنجیر کشید و بالاخره... «شهید» کرد...

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 3:1  توسط آرش چهاردولی  | 

زندگینامه مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان، انديشمند، نويسنده،‌ مترجم و ويراستار متون اخلاقي و ديني سال 1335 در شهرضاي استان اصفهان متولد شد.

ملکیان تحصیل در رشته مهندسی مکانیک را در دانشگاه تبریز به سال ۱۳۵۲ آغاز کرد، اما دغدغه‌هاي فلسفي و كلامي وي را رها نكرد و سبب شد تا وي رشته فني را رها و  به سراغ فلسفه برود. او تحصیل در حوزه و دانشگاه را هم‌زمان
 پی گرفت.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 1:41  توسط آرش چهاردولی  | 

20 عامل عقب افتادگی

در صد سال‌ اخیر بیشتر کسانی‌ که‌ درباره‌ مشکلات‌ جامعه‌ سخن‌ گفته‌ و مطالعه‌ کرده‌اند، معمولا مجموعه‌ علل‌ و عواملی‌ را که‌ باعث‌ این‌ همه‌ مشکلات‌ علمی‌ و مسائل‌ نظری‌ برای‌ جامعه‌ شده‌ است‌ و بیچارگی‌ و بدبختی‌ جامعه‌ ما را فراهم آورده را در سه‌ محور کندوکاو کرده‌اند.
اولین‌ محور مداخله‌ کشورهای‌ خارجی‌، استعمار و انواع‌ و اقسام‌ سلطه‌طلبی‌ها بوده‌ است‌. دومین‌ نکته‌ رژیم‌های‌ سیاسی‌ حاکم‌ و مساله‌ سوم‌ تلقی‌ مردم‌ از دین‌ بوده‌ است‌.

این‌ سه‌ عامل‌ تاکنون‌ بیشتر مورد تاکید بوده‌ است‌ و بسته‌ به‌ دیدگاه‌های‌ مختلف‌ بر یکی‌ از این‌ عوامل‌ بیشتر تاکید شده‌ است‌. اگرچه‌ معمولا کسی‌ هم‌ نیست‌ که‌ دو عامل‌ را انکار کرده‌ باشد. اما مساله‌ای‌ که‌ مهمتر از این‌ سه‌ عامل‌ است‌ وضع‌ فرهنگی‌ مردم‌ است‌. به‌ تعبیر دیگر آسیب‌شناسی‌ فرهنگی‌ مردم‌ ایران‌ و اینکه‌ به‌ لحاظ‌ فرهنگی‌ چه‌ امور نامطلوبی‌ در ذهن‌ و ضمیرشان‌ راسخ‌ شده‌ است‌. بنابراین‌ سخنان‌ من‌ به‌ معنای‌ انکار سه‌ عامل‌ دیگر نیست‌. ولی‌ تاکید بر این‌ است‌ که‌ مهم‌تر ازآن‌ نگرش‌های‌ فرهنگی‌ ماست‌.

در باب‌ نگرش‌های‌ فرهنگی‌ هم‌ من‌ یک‌ تفسیر دوگانه‌ دارم‌.

من‌ معتقدم‌ وقتی‌ گفته‌ می‌شود که‌ از ماست‌ که‌ بر ماست‌ و اینکه‌ گفته‌ می‌شود ما باید از درون‌ تغییر کنیم‌ دو نوع‌ تغییرکردن‌ مراد است‌ که‌ من‌ به‌ یک‌ نوع‌ آن‌ می‌پردازم‌.

.بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 1:19  توسط آرش چهاردولی  | 

اخلاقی زیستن واجتماعی عمل کردن

اخلاقی زيستن و اجتماعی عمل كردن

ایمیل چاپ PDF

مصطفی ملكيان - موضوع بحث «اخلاقی زيستن و اجتماعی عمل كردن» است. به تعبيری ديگر، توجه دادن به پشت صحنه عمل اجتماعی و التفات دادن به اين نكته كه عمل اجتماعی هميشه در زمينه است كه معنا دارد و قابل استمرار است.
سخنان خود را با يك بحثی روانشناسی از «كركگور»، فيلسوف وعارف دانماركی كه در زمينه اخلاق

ورابطه آن با زيست فردی وجمعی بيان كرده، آغاز می‌كنم. چون اين مقدمه كاملاً مورد قبول من است، شايد مبنای خوبی برای استنتاجات بعدی باشد. كركگور در چند كتاب مهم خود از جمله در كتابی تحت عنوان «خلوص قلب» مطلبی را بدين مضمون مطرح كرده است كه هر انسان در يكی از سه مرحله در حال زيست است: 1- زيباشناختی 2- اخلاقی 3- دينی. ‏اگر انسانها با دقت كامل به زندگی خود نگاه كنند خود را در حال زيست در يكی از اين حالات می‌بينند. آنچه مهم است اين است كه ما انسانها بفهميم كه در كدام يك از اين حالات زندگی می‌كنيم و مهمتر آنكه، آرزوی انتقال از مرحله‌ای به مرحله ديگر در ما پديد آمده و زنده بماند.‏
1- مرحله زيباشناختی
بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 1:16  توسط آرش چهاردولی  | 

عدالت

مصطفي ملكيان*

قصد اين است تا درباره انواع عدالت سخن بگويم و از اين رهگذر تفكيكي ميان معاني مختلف عدالت قائل شوم.
تلاش خواهم كرد تا انواع عدالت در فلسفه سياسي و علوم اجتماعي را به شكل مختصر توضيح دهم و در اين باب از 10 قسم عدالت سخن مي‌گويم. بايد توجه شود كه عدالت، صفت چه چيزي قرار مي‌گيرد و چه دلايلي دارد كه امري را عادلانه مي‌شمريم.

يكي از مسائل مهم در فلسفه علوم اجتماعي اين است كه عدالت‌صفتي نيست كه هميشه موصوف واحد داشته باشد. گاهي عدالت صفت رفتار انسان است، گاهي صفت فعل و عمل انسان مي‌شود، گاهي عدالت به عنوان صفت شخص مطرح مي‌شود و گاه در مقام صفت نظام و ساختار يك جامعه قرار مي‌گيرد. گاهي عدالت صفت نه شخص و نه عقل كه صفت يك نهاد اجتماعي است و مي‌گوييم فلان نهاد عادلانه است.
 بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 0:59  توسط آرش چهاردولی  | 

زندگینامه محسن کدیور

 

هو الشاهد

سوابق علمي

محسن كديور

18 شهريور 1387

1- اطلاعات شخصي:

نام و نام خانوادگي: محسن كديور

تاريخ تولد: 18 خرداد 1338

محل تولّد: فسا

عضو هيأت علمي گروه فلسفه اسلامی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

تلفن : (248) 5445 6640 و 9508 6640

Email:kadivar@irip.ir Website: www.kadivar.com

2- سوابق تحصيلي:

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 0:27  توسط آرش چهاردولی  | 

حقوق بشر لائیسیته ودین

عرضه شده به نشست بین المللی ومیان رشته ای نسبت لائیسیته و حقوق بشر : شهروندی و دین ،

کرسی حقوق بشر ، صلح ودمکراسی یونسکو ، دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی ، ۲۸ آذر ۱۳۸۳

* * *

۱/حقوق بشر از مهمترین ، فرا گیر ترین ومطرح ترین مباحث هفتاد سال اخیر جوامع انسانی است تا آنجا که رعایت ضوابط آن به کلیدی ترین محور سنجش سلامت ، پیشرفت وتوسعه یافتگی جوامع تبدیل شده است ونقض آن موجه ترین عامل یا بهانه محکومیت رژیم ناقض به شمار می رود.فارغ از قواعد حقوق بین الملل ،حقوق بشر تواسته است در صدر در خواستها ومطالبات جنبش های جوامع در حال توسعه در کشورهای پیرامونی قرار گیرد. برخورداری از قراردادهای معتبر بین المللی از قبیل اعلامیه جهانی حقوق بشر(مصوب ۱۹۴۸مجمع عمومی ملل متحد) ومیثاق بین المللی حقوق مدنی وسیاسی (مصوب ۱۹۶۶ مجمع عمومی سازمان ملل متحد) حقوق بشررا درمقایسه با دیگر مطالبات انسانی از قبیل عدالت،دموکراسی وآزادی از شفافیت ،وضوح وانضباط بیشتری برخوردار کرده است .

یکی ازسوالاتی که فراروی حقوق بشر قرار گرفته است نسبت آن با دین وارزش های مذهبی است . این سوال درجوامعی که دین از مولفه های قوی هویت ملی واز شاخص های قدرتمند حیات اجتماعی است از اهمیت ودشواری بیشتری برخوردار است . در حوزه هائی که مواد حقوق بشر وتعالیم دین رودرروی هم قرار می گیرند وشهروندان ، حکومتها وقوانین این جوامع ناگزیرازانتخاب می شوند نوبت به زور آزمایی سنت دینی وعرف متجدد می رسد. مطالعه موردی جوامع مختلف نشانی از رواج حقوق بشر وتاویل وتفسیر وباز خوانی تعالیم دینی در پرتو حقوق بشر دارد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 0:18  توسط آرش چهاردولی  | 

علل ناکامی تاریخی مسلمین

"عبدالكريم‌سروش": علل ناكامي تاريخي مسلمانان ناشي از دينداري نيست

 

 لندن ، ايرنا خارجي.فرهنگي.سروش.كانون‌توحيد.

"عبدالكريم سروش" محقق و استاد دانشگاه، معتقد است كه علل ناكامي تاريخي مسلمانان را نبايد در اسلام جستجو كرد.

وي كه شنبه شب سلسله مباحث خود را درباره "ناكامي تاريخي مسلمين" در لندن پي گرفت، به انتقادهاي كساني كه ناكامي مسلمانان را در دين جستجو مي‌كنند پاسخ داد و از سوي ديگر آسيب‌هاي نگاه "حداكثري" به دين را برشمرد.

سروش گفت: برخي بويژه بعد از انقلاب اسلامي كه شاهد يك حكومت ديني هستند و نواقصي مي‌بينند،گاهي آن را به حساب دين مي‌گذارند و يك حكم صادر مي‌كنند و آن اينكه آنچه باعث ناكامي مسلمانان شده، قرار گرفتن در زير چتر دين است.

به گفته سروش ناكامي تاريخي ويژه مسلمانان نيست و در جهان درحال توسعه شامل مسلمانان و غير مسلمانان است.

وي تضييع حقوق زنان در كشورهاي اسلامي و نيز "سكولاريسم" و نحوه برخورد با "آزادي" را از جمله انتقادهاي مطرح شده، برشمرد.


 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 1:33  توسط آرش چهاردولی  | 

قرائت دینی مجتهد شبستری و رابطۀ آن با آراء سیاسی وی

قرائت دینی مجتهد شبستری و رابطۀ آن با آراء سیاسی وی

۲۶/۱۲/۸۷

سیدخدایار مرتضوی

دکتر عباس منوچهری

چکیده

محمد مجتهد شبستری (1315ه‍ ش) از جمله نوگرایان دینی ایران معاصر می‌باشد که با استفاده از دانش هرمنوتیک به دین و متون دینی می‌نگرد. مرکز ثقل نگرش شبستری مقوله «تجربه دینی» است که خود محصول قرائت وی از دین است. از نظر شبستری، این مقوله در حوزه خصوصی جای دارد. از طرفی، شبستری در حوزه سیاست نیز نظراتی را ابراز نموده است که متفاوت و متمایز از آراء سیاسی رایج در اندیشۀ شیعی می‌باشد. در اینجا، این سؤال مطرح شده که اولاً میان قرائت شبستری از دین به عنوان تجربۀ دینی و آراء سیاسی وی چه رابطه‌ای وجود دارد؟ ثانیاً این رابطه تا چه میزان از سازگاری و استحکام منطقی برخوردار است؟ در پاسخ به این سؤال، فرضیه زیر جهت آزمون ارایه شده است: قرائت دینی شبستری و آراء سیاسی وی با یکدیگر مرتبط و سازگار بوده ولی این سازگاری از شفافیت و استحکام منطقی لازم برخوردار نیست. زیرا آراء سیاسی وی مبتنی بر نگرش سوژه محور مدرنیته بوده که تضمنات این نگرش با مبانی هرمنوتیک، خصوصاً هرمنوتیک فلسفی مورد استفاده وی، ناهمخوان و متعارض است.

واژگان کلیدی: قرائت دینی، تجربۀ دینی، سیاست هرمنوتیک، حقوق بشر

Reading of Religion, Religious Experience, Politics, Hermeneutics, Human Rights


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 0:2  توسط آرش چهاردولی  | 

زندگینامه مجتهد شبستری

مروری بر زندگی و آرای محمد مجتهد شبستری

خرد، آزادی و ایمان

(رومن سایدل، ترجمه ی محمود اسماعیل نیا)

جریان نو اندیشی دینی در ایران معاصر، بازتاب هایی در دیگر جوامع بر جای نهاده و توجه بسیاری از متفکران و پژوهشگران خارجی را به خود جلب کرده است. مقاله ی حاضر گزارشی است از آراء و نظرات محمد مجتهد شبستری به قلم رومن سایدل (Roman Seidel) پژوهشگر آلمانی و عضو "موسسه مطالعات اسلامی" دانشگاه آزاد برلین. آقای سایدل دانش آموخته فلسفه و مطالعات اسلامی است و موضوع رساله ی فوق لیسانس اش، بررسی اندیشه های مجتهد شبستری می باشد. این مقاله که در سایت اینترنتی قنطره (www.qantara.de) قابل دسترسی است، البته شامل آراء و نظرات اخیر مجتهد شبستری (مندرج در فصلنامه ی مدرسه، سال دوم، شماره ی ششم، تیر 1386) نمی باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 19:2  توسط آرش چهاردولی  | 

مردمسالاری دینی

تشیٍّع  و چالش مردم سالاری

 

 

 

 

دکتر عبدالکریم سروش روشتفکر و متفکر برجسته روز دوشنبه  بیست و پنج ژوئیه به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان پاریس در محل آمفی تئاتر دانشگاه سوربن به ایراد سخن پرداخت. در این جلسه که جمعی از ایرانیان  و دانشجویان حضور داشتند دکتر سروش در ادامه سخنرانی چند ماه پیش خود در خصوص رابطه اسلام و دموکراسی به بیان نسبت میان تشیع و  مردم سالاری پرداخت .

دکتر سروش در ابتدا گفت:  اکنون در ایران حکومتی برپا است که مبتنی بر تعلیمات شیعی حکومت می کند و فقیهان و شخص ولی فقیه و حاکم بالفعل تکیه بر نیابت امام زمان زده است و از جانب او حکومت را اداره می کند و از جانب او دستی از آستین قدرت بدر می آورد. قداستی برای حکومت وقدرت قائل است که برای سایر حکومتهای غیر دینی قائل نیستند. سخن در سطح تئوریک رابطه میان تشیع و دموکراسی است. تشیع شاخه ای در مقابل اسلام نیست بلکه تشیع و تسنن دو تفسیر از اسلام هستند. بدون آنکه بخواهیم یکی را بر دیگری ترجیح بدهیم تعدادی از صحابی پیامبر برداشتی از ایشان داشتند که اقلیتی به نام تشیع را پایه گذاشتند و بخش دیگری از صحابی برداشت  دیگری داشتند که اهل سنت نام گرفت . هشتاد و پنج تا نود درصد مسلمانان سنی مذهب هستند وشیعیان اقلیت  هستند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 0:53  توسط آرش چهاردولی  | 

متن کامل سخنرانی جنجالی مجتهد شبستری

متن کل جلسه ی محمد مجتهد شبستری- به مناسبت رحلت پیامبر(ص)

بسم ا... الرحمن الرحیم

سلام عرض می کنم خدمت خانم ها وآقایان و حاضران گرامی و خوشوقتم از اینکه توفیق پیدا کردم امشب در محضر شما سخنی بگویم و نمی دانم پس از اجرای معنوی بسیار باحال که انجام شد وشما رادر حال و هوای دیگری برد، چه مقدار حوصله وحال شنیدن حرفهای خشک فکری و مثل فلسفی و دین شناسانه بنده رو دارید ولی امیدوارم عنایت کنید وگفتگویی میان بنده وشما برقرار بشود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 23:34  توسط آرش چهاردولی  | 

مسئولیت شیعه بودن 7

اسلام با “ نه “ آغاز شد و تشیع نیز با “ نه “

تشیع، یک اصل دارد و تمام اصول دیگرش از همین یک اصل منشعب می شود، و اساساً به عقیده من تاریخ تشیع و پیدایش تشیع در اسلام از همین یک “ نه “ آغاز می شود.

اگر همه اصول و فروع شیعه بر این اصل مبتنی نباشد، پا در هوا و بی معنی و بی هدف است. و این اصل اصل ها “ نه “ است.

من نمی خواهم خود موضوع را تحلیل کنم، بلکه برآنم که برای همه تاریخ یک اصل، استنباط کنم:

در شورای ساخت عمر، “ عبد الرحمن بن عوف “ رئیس مجلس مأمور انتخاب خلیفه بعد از عمر، به علی دست می دهد و می گوید: به عنوان خلیفه رسول خدا، بر اساس “ کتاب خدا “، “ سنت پیغمبر “ و “ رویه دو شیخ “، با تو بیعت می کنم. و علی بی لحظه ای تردید می گوید: “ نه “. و “ نه “ اش قیمتی دارد که خود علی می داند و علی باید بپردازد: نابود شدن خود علی، قیمت اول. نابودی تمام فرزندان علی در طول تاریخ، قیمت دوم. و حتی محروم شدن جامعه اسلامی زمان علی، از حکومت علی، قیمت سوم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت 3:35  توسط آرش چهاردولی  | 

مسئولیت شیعه بودن 6

حوادث واقعه
یکی از پیشبینی های مترقی فرقه شیعی این است که “ حوادث مستحدثه “ را که در هر زمانی روی می دهد و طبیعتاً در قوانین فقهی پیشین حکمش و راه حلش نیامده است، باید علمای محقق مجتهد رسیدگی کنند و بر اساس موازین علمی و اجتهادی و شناخت عملی و علمی که از اسلام دارند آن را طرح و حل کنند و پاسخش را بیابند. این اصل نشان می دهد که چگونه اسلام مسأله زمان و حرکت و عامل تغییر و تحول و نوآوری را در طی ادوار تاریخی یشبینی کرده است و آگاهان و اسلامشناسان را در برابر آن مسئول دانسته است. حوادث مستحدثه، به طور کلی همه رویدادهای فرهنگی، فکری، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و انسانی است، مسائلی از قبیل استعمار کهنه و نو، ماشین، آلیناسیون انسان جدید، بوروکراسی، تکنوکراسی، فاشیسم، دموکراسی، مشروطیت، فیلم، تلویزیون،
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت 2:20  توسط آرش چهاردولی  | 

مسئولیت شیعه بودن 4

مذهب مسئولیت
در اسلام، انسان موجودی است که امانتدار خداست و برگیرنده امانتی که خدا بر زمین و آسمان و کوه ها، عرضه کرد و نپذیرفتند. امانت را انسان برداشت، یعنی “ مسئولیت “ را پذیرفت که “ امانت “ همان “ مسئولیت “ است. پس انسان به خاطر انسان نیست، انسان آزاد غیر مسئول نیست، آزاد مسئول است، نه مجبور است و نه آزاد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت 1:35  توسط آرش چهاردولی  |